شماره 32 - انواع سبک های برند سازی در تبلیغات تلویزیونی صدا و سیمای ایران*03

یکشنبه, 10 خرداد 1394 ساعت 13:09
به این مقاله امتیاز دهید
(1 رای)
شماره 32 - انواع سبک های برند سازی در تبلیغات تلویزیونی صدا و سیمای ایران*03 - 5.0 out of 5 based on 1 review

  برندینگ

* این سری از تزریقات تبلیغات و بازاریابی در چند بخش بصورت خلاصه از مقاله ای بسیار خوب(با عنوان بالا) که توسط آقای دکترمحمود محمدیان، سرکارخانم زهرا طالبان و جناب آقای پژمان پاکدامن به نگارش در آمده است(سال 1393) خدمتتان ارائه می شود.


بخش اول  

 

بخش دوم


معرفی انواع سبک های برند سازی:
6. سبک داداییسم در برندسازی:
دادا یا داداییسم جنبش ادبی و هنری است که بین سال های 1916 تا 1922 در اکثر کشورهای اروپایی جریان یافت. در واقع نهضتی بین المللی است که زاییده هرج و مرج، اضطراب، پریشانی و ناامیدی در جنگ جهانی اول محسوب می شود.


سبک برندسازی داداییسم یکی از سبک های تهاجمی است. بیشتر شرکت هایی که قصد نابود کردن رقبای خود یا هجوم ناگهانی به بازار با یک محصول جدید یا ایده جدید را دارند از این سبک بهره می گیرند. برندسازی داداییسم تا حدودی مخالف قواعد و قوانین متعارف بازاریابی و برندسازی است و با نوعی «کلاژ»یا «تکه چسبانی» لفظی و بصری و تکنیک های مونتاژ، تدوین بر اساس تصادف و همنشینی ظاهرا غیر منطقی و اتوماتیک وار کلمات، صداها و تصاویر شکل می گیرد. ویژگی های کلی این آثار عبارتند از:
1/هیچ گرایی: این نوع آثار برندسازی معمولا پوچی را به عنوان نماد اطلاع رسانی کالا و خدمات خود بر می گزینند و بی مهابا به بازار هجوم می آورند و با هر وسیله و به هر صورتی که می توانند، برندسازی می کنند.
2/هرج و مرج طلبی: برندسازی داداییسم همه چیز را به مسخره می گیرد. به همه چیز اعتراض می کند.
3/خردستیزی: عقل و منطق برای کسانی که برندسازی داداییستی می کنند کسالت آور است. آنان عقل را عاجز از فهم فروش و منطق را غل و زنجیری برای بازاریابی می دانند. با ذات برندسازی متعارف مخالف اند و برندسازی رابا اهداف دیگری انجام می دهند.
4/هنجارستیزی: این سبک برندسازی هر چیز متعارف را مردود می داند. کاملا با قوانین بازار و برندسازی زمانه خود سر جنگ دارد.
5/تناقض گویی: ضد و نقیض گویی از ویژگی های بارز این سبک است. برای مثال آدم هایا کالاهای خوب را بد و کالاها و آدم های بد را خوب تبلیغ می کنند.
6/نفی همه چیز: تریستان تزارا در یکی از بیانیه های خود اعلام کرد:«مکتب ما ذهنیتی منفی و مخرب ولی بزرگ است». داداییستها پشت این ظاهر ویرانگر و انکارگر خود، در ایجاد خلاقیت و آفرینش نو در بازاریابی و برندسازی قدم بزرگی برداشتند. حتی بسیاری پست مدرنیسم زمان حاضر را داداییسم علمی می خوانند. آنان با تردید وارد کردن به قوانین متعارف بازاریابی مدرن و شیوه های بازاریابی حاضر،بسیاری از نظام مندی های بازاریابی را تکذیب می کنند. گاهی در بازار، شرکتی که ناگهان رو به نابودی قدم می گذارد، برای آنکه دیگران را نیز با آسیب های خود تحت تاثیر قرار دهد، دست به چنین تبلیغات رقیب کشی می زند. در این نوع تبلیغات هدف فقط پیروزی در بازار به هر قیمتی است حتی اگر خودت نابود شوی.
7/شک به همه چیز: همه چیز را بر پایه شانس و تصادف می دانند و به دوام و ثبات هیچ چیز معتقد نیستند.
8/آزادی: آنان عقیده دارند که باید برند را از هر قید و بندی حتی از عقل، منطق و زبان آزاد کرد تا در آن خلاقیت به وجود آید.
9/سنت شکنی: دادا زندگی در حال است و آینده و گذشته و هر آنچه را در آن است نفی می کند
10/ساختارشکنی: آنان هدفشان از برندسازی، خلق نیست بلکه به دنبال در هم شکستن چیزهای ساخته شده هستند و می خواهند با ویران کردن قالب های کهنه، خلاقیت به وجود آورند.
11/رد کردن مدرنیسم: داداییست ها که خودشان از مدرنیسمی چون فوتوریسم ریشه گرفته اند، با وجود این، مخالف و بر ضد مدرنیسم هستند و به شالوده های زیبا شناختی سبک مدرن حمله می کنند و سعی بر آن دارند که برندهایی کاملا مخالف با قواعد زیبا شناسانه مدرن داشته باشند.
12/در جست و جوی زبان نو: پیروان این سبک به دنبال زبانی نو هستند. چون این زبان روزمره و عامیانه قالب فرسوده وتجویزی می دانند که نتوانیم آن احساس و سرشت حقیقی خودمان را بروز دهیم.
13/بداهه گویی و خلق اتوماتیک وار: از نظر آنان همه چیز باید در حال خلق شود و آفرینش های اتوماتیک وار و خود به خودی می تواند ما را به اندیشه ای خالص و حقیقی برساند.

7 . اونانیمیسم در برند سازی:
اونانیمیسم که مشتق از کلمه اونانیم به معنای هم دل، هم رای، متفق القول و همگانی است که در اصل از کلمه لاتین Unanimus ریشه گرفته است که در قرن شانزدهم از زبان لاتین وارد زبان فرانسه شد.
اونانیمیست ها در تبلیغات و برند سازی عقیده دارند که در هر اثر برندسازی دو نوع فکر و احساس وجود دارد. نخست افکار و احساساتی که ویژه خود عامل برندسازی است و دوم افکار و احساساتی که مخاطبان و گرو های مشتریان تلقین کرده اند. به همین علت در این سبک پژوهش های برندسازی الزامی به نظر می رسد و برندهایی که در این سبک گنجانده می شوند مبتنی بر پژوهش های گسترده ای می باشد. می توان گفت که این سبک برندسازی بیشتر به آرای فلسفی و جامعه شناسی اهمیت می دهد و از آنها تاثیر میگیرد.

8 . پارناسیسم در برندسازی:
در نیمه دوم قرن نوزدهم، مکتب پارناس به گروهی از شاعران جوان با رهبری کولنت دولیل اطلاق شد که به مخالفت با رمانتیسم برخاسته بود و تحت تاثیر تفکرها و آیین«هنر برای هنر»قرار داشتند و هدف آنان ارائه هنر در حد کمال و رسیدن به زیبایی مطلوب و آرمانی بود.
از دید متخصصان برندسازی پارناسی برند نشانه ای است از روح کسی که احساس های خود را خاموش ساخته است. این گونه برند به هیچ وجه نمی خواهد نشان و لوگو حامی امید و آرزو و خواهشی برای مشتریان ومخاطبان باشد و فقط برای برندسازی محض احترام قایل است و به زیبایی شکل و طرز بیان اهمیت می دهد. در این نوع سبک برندسازی، تکنیک زیبایی حرف اول را می زند و از تمامی تکنیک های نمایشی و تصویری برای ایجاد زیبایی در اثر بهره می گیرند.
از منظر بازاریابی بر این سبک تبلیغاتی ایرادهای بسیار اساسی وارد است. زیرا ما تبلیغ نمی کنیم که فقط یک اثر کوتاه هنری که اهل فن از آن لذت ببرند خلق کرده باشیم، ما تبلیغ می کنیم که اثربخشی تشکیلات خود را تسریع کنیم، بنابراین اگر تبلیغی نتواند به اهداف خود برسد، هرچند از لحاظ هنری قابل تامل باشد، اثری نا موفق است

9 . سبک امپرسیو نیسم در برندسازی:
نامی است که به سبکی از نقاشی پدید آمده در دهه 1870 در فرانسه اطلاق می شود و به طور معمول اولین و موثرترین نهضت در میان نهضت های هنر مدرن است. هدف امپرسیونیسم ها دستیابی به نوعی طبیعت گرایی متعالی است که از طریق تجزیه شدت و ضعف رنگ و ارائه بازی نور بر سطح اشیا حاصل می شود.
در این سبک برندسازی سعی می شود، مزیت های نام و نشان به صورت تکه های رنگ با ضربه های بصری و صوتی کنار هم گذاشته شوند تا تعریفی از کل محصول در ذهن مشتریان شکل بگیرند. شاید بتوان برندسازی را که مبتنی بر اثر زایگارنیک ساخته می شود به سبک امپرسیونیستی منتسب کرد. اثر زایگارنیک در مورد این بحث می کند که چگونه یک تبلیغ ممکن است در ذهن ماندگار تر شود. در واقع پدیده زایگارنیک اگر اطلاعات به صورت منقطع به افراد داده شود ماندگاری اطلاعات در ذهن فرد بالا میرود. موسیقی و اصواتی که در آثار برندسازی این سبک دیده می شود و نیز آهنگ ها و ملودی هایی کاملا کلاژ شده هستند و اصلا ریتم خاصی نداشته و مضمونی کاملا لحظه ای دارد. همچنین می توان این سبک را برندسازی وصله پینه شده یا تکه تکه ای نام گذاشت چون از کنار هم گذاشتن عناصری از نام و نشان در لحظه های مختلف به دست می آید .

10 . سبک اکسپرسیونیسم در برندسازی:
این سبک در حدود سال 1905 در فرانسه با آثار ونگوک شروع شد. اما تقریبا همزمان در سراسر اروپا و به طور مشخص در بلژیک، آلمان و اسکاندیناوی رواج یافت. به طور کلی با ویژگی هایی چون تغییر شکل واقعیت و اغراق وصف می شود و گاهی برخی آن را نشانه مساعدی برای نوعی روان رنجوری می دانند .
شاید بتوان گفت که بیشتر تبلیغ هایی که با استفاده از جاذبه های احساسی ساخته می شوند نیز از این سبک پیروی می کنند. در تبلیغ با جاذبه احساسی برخلاف جاذبه منطقی سعی در تحریک عواطف فرد و برانگیختن آن و رسیدن به مقصود از این طریق است.این سبک مناسب ترین سبک برای بیان هیجان ها و تنش های روانی مخاطبان در استفاده از محصول یا ایده است.
***در ضمن اگر تمایل دارید که از آخرین مطالب،عکس‌ها، تیزر‌های و ... تبلیغاتی، بازاریابی و روابط عمومی با خبر شوید در خبرنامه کروشه از لینک زیر استفاده نمایید. با تشکر فراوان

خبرنامه کروشه

خواندن 395 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 16 خرداد 1394 ساعت 11:52


نوشتن دیدگاه






جهت دریافت آخرین مطالب،عکس‌ها، تیزر‌ها و ... تبلیغاتی، مقالات بازاریابی و روابط عمومی عضو شوید.

آخرین نمونه کارهای کروشه

تست
Contact Us

تماس با ما

: ستارخان، 100 متر پایین از تقاطع بهبودی، بن بست واعظی، پلاک 8، طبقه همکف
: 66503578-021 66501352-021
: 89784344-021
:
  با تشکر و سپاس،پیام شما ارسال شد.   پیام شما ارسال نگردید