دسته بندی دیکشنری

دیکشنری تبلیغات

Ad Rotation

گردش و چرخش نمایش چند تبلیغ مختلف در یک فضا برای جلوگیری از خستگی مخاطب و تست نسخه‌ها. مثال: سه نسخه بنر A/B/C به ترتیب نمایش داده می‌شوند.

مشاهده بیشتر

Ad Recall Lift

افزایش درصد یادآوری تبلیغ در نتیجه یک کمپین در مقایسه با قبل از آن. مثال: اگر قبل از کمپین ۲۰٪ آن را به خاطر می‌آوردند و بعد از کمپین این عدد به ۳۵٪ برسد، یعنی ۱۵٪ افزایش در یادآوری یا Recall Lift = 15%.

مشاهده بیشتر

Ad Rank

یعنی رتبه‌ای که سیستم‌های مزایده‌ای مثل Google Ads برای تعیین جایگاه نمایش تبلیغ به آن می‌دهند؛ این رتبه بر اساس ترکیبی از امتیاز کیفیت تبلیغ، مبلغ پیشنهادی، و میزان تأثیر پیش‌بینی‌شده آن محاسبه می‌شود و هرچه بالاتر باشد، تبلیغ در جایگاه بهتری دیده می‌شود و معمولاً هزینه کمتری هم برای هر کلیک پرداخت می‌کنید.

مشاهده بیشتر

Ad Placement

محل قرارگیری تبلیغ در یک صفحه، اپلیکیشن یا رسانه. روی نرخ تعامل، ویویبیلیتی و اثربخشی تأثیر مستقیم دارد. مثال: قرار گرفتن بنر کنار سایدبار vs بالای صفحه (Above-the-Fold)

مشاهده بیشتر

Ad Latency

مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک تبلیغ در صفحه بارگذاری شود. Latency بالا = کاهش CTR و افزایش Bounce. مثال: بنرهایی که از سرور ضعیف لود می‌شوند.

مشاهده بیشتر

Ad Inventory

مجموع فضای در دسترس برای نمایش تبلیغات در یک رسانه (وب‌سایت، اپ، تلویزیون، بیلبورد دیجیتال). مثال: یک وب‌سایت ممکن است روزانه ۵۰۰ هزار Impression ظرفیت داشته باشد.

مشاهده بیشتر

Ad Impressions Weight

وزنی که به Impressionها بسته به کیفیت، جایگاه، زمان و رسانه داده می‌شود تا ارزش واقعی Exposure اندازه‌گیری شود. این مفهوم پیشرفته‌تر از «Impression خام» است.

مشاهده بیشتر

Ad Exposure Frequency

میانگین تعداد دفعاتی که یک مخاطب واحد آگهی را می‌بیند. سقف علمی دارد و بعد از آن Negative Effect ایجاد می‌شود.

مشاهده بیشتر

Ad Density

نسبت حجم تبلیغات به محتوای اصلی در یک صفحه یا محیط رسانه‌ای. در UX و SEO بسیار مهم است. گوگل صفحات با چگالی تبلیغات بالا را جریمه می‌کند.

مشاهده بیشتر

Ad Congestion

زمانی که تعداد بسیار زیادی تبلیغ در یک بازه زمانی یا فضای مشخص وارد سیستم مزایده می‌شود و این ازدحام باعث کاهش شانس دیده‌شدن هر تبلیغ، افزایش هزینه‌ها و افت کارایی کمپین‌ها می‌گردد؛ به‌بیان ساده، شلوغی بازار تبلیغاتی از نگاه سیستم رسانه‌ای است، نه از نگاه مخاطب.

مشاهده بیشتر

Ad Congruity

میزان تناسب و همخوانی تبلیغ با محتوا یا کانالی که در آن نمایش داده می‌شود. مثال:تبلیغ تجهیزات باشگاهی داخل یک مقاله “برنامه تمرینی” → congruity بالا.

مشاهده بیشتر

Ad Clutter

حجم زیاد و آزاردهنده تبلیغات که باعث می‌شود توجه مخاطب کاهش یافته و اثربخشی سقوط کند. در رسانه‌هایی مثل اینستاگرام و وبسایت‌ها فوق‌العاده مهم است.

مشاهده بیشتر